تبليغاتX
النا کوچولوی من

النا کوچولوی من

النا کوچولوی من

تولد النا8

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 16:0  توسط مامان  | 

درانتظار النا

۴سال بعداز ازدواجمون تصمیم گرفتیم ی فرشته کوچولوبه خونمون حال وهوای دیگه ای بده قرار بوداین نازنین اواسط شهریور بدنیا بیاد ولی انگار اونم مثل ما عجله داشت ودقیقا ۹وچهاردقیقه ی صبح روز جمعه ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ به خانواده ۲نفری ما اضافه شدودنیای مارو زیر ورو کرداسم این نازنین رو الناگذاشتیم  

 دراین مدت قبل و بعد تولد النا مادرم یعنی عزیز النا خیلی زحمت منو الناروکشیدکه براش ارزوی سلامتی وطول عمر دارم

                                                                                                                                                   النای من موقع تولد۷۶۰/۲ گرم وزن و۵۰ سانت قد داشت  ودرکل شبیه باباش بود ولی عزیز مامانی خیلی دختر ارومی بود  

 ای بهترین بهانه برای بودن من

ازهمون روزهای اول رشدخیلی خوبی داشت مطمین میشدم که وظیفم خوب انجام میدم عمر مامان بیشتر روی ی طرفش میخابیدوبه جق جقه ها ش ذوق میکردضمنآازهمون ماههای اول چه اوازی میخوند             خیلی دوستش دارم خیلی...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 0:55  توسط مامان  | 

خونه النا

قربونت برم الهی تازگیا یاد گرفتی بیشتر وقتاتو تو چادرت سر میکنی خیلی وقتا منو هم دعوت میکنی ضمنا وقتی میخای ازچیزی مثل لباس پوشیدن یا خوردن قطره هات فرار کنی میری تو چادرت

ضمنا ناز مامان باز مثل قبلنا موقع خواب اواز میخونه ولی به شیوه جدید یعنی اسم همه ی اونایی رو که بلده میگه ولالا میخونه

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 11:29  توسط مامان  | 

جوراب

امسال زمستون خیلی سردی داریم ولی متاسفانه دختر نازم اصلا نمیذاره جوراب پاش بمونه تا بالاخره تونستیم جوراب ساق بلندی پیدا کنیم که چقدر تلاش کرد دیگه نتونست در بیاره  بالاخره جوراب پاش موند فدای پاهای توپولو خوشگلت بشم
+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 11:23  توسط مامان  | 

نی نی جدید

دختر دایی النا یعنی مهدیس خانم در تاریخ ۷ اذر بدنیا اومد که به دایی تبریک میگیم دیگه  النا ی دوست جدید داره
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 13:1  توسط مامان  | 


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 15:52  توسط مامان  | 

سلام

النای من ازچند ماه پیش با تکان دادن سرش سلام میداد الانم باز واسه سلام فقط سرشو تکون میده حالا وقتی میریم خیابون یا یه مجلسی دیگه شروع میکنه به سرتکون دادن وسلام کردن به همه

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 9:44  توسط مامان  | 

بابای النا

همیشه من والنا وباباش تو یه اتاق میخابیم ولی دیشب باباش پیش ما نخابید چون منتظر بود باباشم بیاد اتاق ما هم دیر خابید هم چند بارمثل ادم بزرگا  از خواب بیدار شد وسراغ باباش گرفت(ماسفانه مثل من خوابش سبکه) تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 9:32  توسط مامان  | 

النای خوش ادا

دختر مامان تازگیا چه اداهایی در میاره اونروز کل نمکای نمکدونو خالی کرد من به نشانه ناراحتی بهش اخم کردم عشق مامان اخم منو دید میخاست منو بخندونه چند بار هی الکی خندید که منم بخندم ولی من خودم نگه داشتم دید که با خنده نمیشه شروع کرد به شکلک در اوردن یعنی تو عمرم اونقدر نخندیده بودم  فدای اداهای نازت بشم قربونت برم الهی

ضمنا ماشالاه به کارای من خیلی دقت میکنه واکثر کارا رو عین خودم انجام میده مثلا لباس میندازه تو لباسشویی حالا بعضی وقتا لباسای تمیزشم از کمدش در میاره و  میندازه لباسشویی دیگه با من جارو میکشه وتا یه قابله دستم میبینه کابینت خالی میکنه میده بمن زردچوبه .نمک وحبوبات و...

تا میام لباس تا کنم دخترمم لباسای تا کرده را دوباره تا میکنه ولی قربونش برم ازون تا کردنا

تایه دستمال گیرش بیادکل خونه میکشه ازمیزو بوفه گرفته تا فرش وسرامیک ضمنا تو مرتب کردن رختخوابا هم کمک میکنه

دخترگل ماماعلاوه براینکه همون چند ماهگیاش بهش یاد دادم که دستاش بالا میبرد وخدا را شکر میکرد الانم تا صدای اذان بشنوه یاکسی نماز بخونه یاحتی خودش یادش بیفته شروع میکنه به نماز خوندن .خدا حفظت کنه جونم.

وقتی هم بابت این کارا ازش تشکر میکنم برام بوس میفرسته منم هزاران بار خدا را شکر میکنم بابت وجود نازنین دخترم النا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 9:24  توسط مامان  | 

خواب النا

عروسکم دیروز باز برات یه جفت کفش خریدیم بماند که چقدر تو کفش فروشی ذوق کردی  وتا نصفه شب کفش تو پات بود تا خود صبح چند بار تو خواب فقط میگفتی کفش کفش
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 2:25  توسط مامان  | 

حرف دل

النای مامان که حتی اسمت قلبم میلرزونه خیلی دوستت دارم تو تموم عمر منی تموم زندگی من تموم دنیای من هر شب اول سیر نگات میکنم بعد از ته دلم شکر میکنم خدای بزرگ روبخاطر وجود عزیزت وبعد التماس میکنم که خدایا باز یه روزدیگه بمن فرصت بده کنار دخترم باشم فدای اون دستهای خوشگلت اونقدر بهت وابستم که هر لحظه نگرانم نکنه ازت جدا شم

النا ی مامان تو هم دعا کن دعا کن که خدا هیچوقت ما را از هم جدا نکنه من وباباوگل سرسبد زندگیمون النا

(از شادی توست که من دردل میخندم و از خوشبختی توست که هوای پاک سعادت را در ریه هایم احساس میکنم.نمیتوانم خوب حرف بزنم نیروی شگفتی را که در زیر این کلمات ساده و جملات ضعیف وافتاده پنهان کرده ام دریاب ...تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

من تو را دوست دارم /همه ی زندگیم وهمه ی روزها وشبهای زندگیم بر این دوستی شهادت میدهند وشاهد بوده اند.

ارزوی تو مذهب من است   خوشبختی تو عشق من است     اینده ی تو تنهاارزوی من است.)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 2:20  توسط مامان  | 

اولین های النا

اولین روز کودک: ۱۶/۷/۸۸

اولین تولد دعوتی:۲۱/۶/۸۸

اولین دندون در اوردن:۲۵/۳/۸۹

اولین مسافرت:۹/۶/۸۸

اولین کلمه:دد.ا

اولین شهرمسافرتش:زنجان

اولین عروسی که رفت:۱۶/۷/۸۸

اولین حیوونی که گفت:گاو

اولین قدم:۲۹/۵/۸۹

اولین لبخند:۲ماهگی

اولین کف زدن:۶ماهگی

اولین نشستن:۷ماهگی

اولین شروع غذاخوردن:۵ماهگی

اولین غذاش:فرنی

اولین واکسن:۳۰/۵/۸۸

اولین ۴دست وپارفتن:۱۰ماهگی

اولین بای بای:۱/۲/۸۹

اولین بوس کردنت:۱۴ماهگی

اولین ترانه مورد علاقه:سوسن خانم به خوانندگی باروبکس

اولین بالا رفتن از پله:۱۱ماهگی

اولین بازیت :کلاغ پر

اولین پیاده روی:۱۳ماهگی

اولین لباس:سرهم وکلاه صورتی

اولین اسباب بازی:جق جقه

اولین زیارت:شاه عبدالعظیم

اولین سنجش :۲۸/۶/۸۸

اولین پارکی که رفت:چیتگر

اولین نانای کردنت:۵ماهگی

اولین سی دی مورد علاقه:رنگین کمان

اولین دوست:امیرمحمد.فریماه

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 18:48  توسط مامان  | 

وقایع مهم زمان تولد النا

سران مهم جهان :ایت ا.. خامنه ای رهبر ایران .اوباما رییس جمهور امریکا.البرادعی رییس انرژی اتمی.بانکیمون رییس سازمان ملل.محمود احمدی نژاد رییس جمهور ایران.

ازاخبار داخلی:انتخابات ریاست جمهوروانتشار انفلوانزای خوکی ودیدار تیم ملی فوتسال برزیل با تیم امید ایران در ارومیه...

ازسریالها:جومونگ.رستگاران

ازورزشکاران:علی دایی.حسین رضازاده.حمید سوریان

قیمت برخی اجناس:۱لیتر شیر:۱۱۰۰ تومان.پوشک:۳۲۰۰.بلیط سینما:۲۰۰۰.یک لیتر بنزین:۴۰۰... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 18:42  توسط مامان  | 

مسافرتهای النا

النا تا الان یعنی ۱۶ماهگی شهرهای زیادی رفته تاجاییکه یادمه از:

زنجان.بیجار.مهاباد.همدان.بندرامام خمینی.بندر گناوه.بندر دیلم.اهواز.اصفهان.شیراز.هندیجان.ماهشهر.خرم اباد.برازجان.دیواندره.پاسارگاد.نور اباد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 18:5  توسط مامان  | 

تولد النا

النای زیبای من ۳۰ مرداد ۱ساله شد درواقع یکسال بود که دنیامون زیباتر شده بود خیلی زیبا .برای دخترم تولد گرفتیم خیلی هم خوش گذشت

تاته قصه بمون با من...

الان النای من ۱۶ ماهشه دخترم حسابی بزرگ شده من وبابای النا هم خیلی به النام وابسته شدیم تصور حتی ثانیه ای دوریش تنم میلرزونه تازه میفهمم وقتی میگن دنیا یه طرف وفلانی یه طرف یعنی چی  البته ناز مامان هم بدون من جایی نمیمونه وحتی توی خونه دایم سراغم میگیره

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 15:7  توسط مامان  | 

درانتظارالنا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 16:26  توسط مامان  |